پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385
دوست دارم ای دوستان تنها نشینم
از این مردم گریزم خارج از غوغا نشینم
آنقدر تنها نشینم تا زبانم لال گردد
کشتی فرسوده گردم ساحل دریا نشینم
قطره باران رحمت در آسمان نیلگون
باز گردم بر زمین بر لاله حمرا ء نشینم
همسفر با باز باشم دامن صحرا بگردم
اوج گیرم در هوا بر گنبد مینا نشینم
گر که آنجا هم دمی دمساز بینم
جا گزینم اندر آنجا تا ابد آنجا نشینم
شعر از: غلامرضا عقیلی
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 20:34 توسط : m-aghili

